به گزارش عطارنیوز، هم سوال از علم خیزد، هم جواب؛ اما ریشه مشکلات راباید در چند محور جستجو کرد:

 

۱- نظام آموزشی که به جای کار آفرین بودن به دنبال تربیت کارمند است وفاقد سیستم رقابت سالم واستفاده از خدمت ها وتوانایی درون زا و بومی است.

۲- نظام اداری که در امر نهاد سازی و نهادینه نمودن فرصت ها و ظرفیت ها، مشکلات را عمومی نموده است.

۳- نظام فرهنگی که بحران هویت را تشدید کرده است.

۴-نظام اقتصادی ای که غالبا بر حل مشکلات توسط اراده دیگران خارج از مرزها تاکید داشته و اقتصاد خانواده را به اقتصاد بازار تبدیل کرده وتولید کننده گان تبدیل به مصرف کننده شده اند وبه جای صادرات انبوه صرفا بازار را زخمی کرده اند؛ اما در واردات انبوه از چین، گوی سبقت را ربوده ایم!.

۵- نظام تعلیم وتربیت به جای تقویت نهادهای اصلی تربیتی، سعی کرده تربیت را مانند آموزش برون سپاری نماید که این امر نظام خانواده را در معرض بحران قرار داده است.

۶- نظام کار آفرینی و اشتغال زایی، نقش خانواده و خاندان های اقتصادی و اقتصاد فامیلی که در کشور ما تجربه های موفقی دارد را تقریبا تعطیل کرده و هیچ جایگزین مناسبی ارِائه ننموده ایم.

۷- نظام تبلیغی به صورت تدریجی به جای برخورد اقنایی و خرد ورزانه،به استفاده انبوه از ابزار تبلیغی ناکارآمد نظیر (دیوار، تابلو، بنر و…) روی آورده ایم حال آنکه کار فرهنگی با افکار سر و کار دارد نه دیوار و تابلو

۸-نظام مدیریتی در مسائل و مشکلات آنچه کار ساز است مدیریت از جنس رهبری و در حال حاضر مدیریت شبکه افزار است.

– راه چنان رو که رهروان رفتند در بهره گیری از تجربیات مفید و موثر.

– به سوالات جدید پاسخ کهنه ندهیم.

– مسائل نوین را نخواهیم با روش های کهنه حل کنیم.

– زبان و نیاز نسل نو را بشناسیم و بدان پاسخ مناسب دهیم.

– برای حل ریشه ای این مشکلات بایستی:

۱- برای پیشگیری علاوه بر پیش بینی آینده پژوه و آینده نگار باشیم.

۲- باید ببینیم مساله هر مشکل چیست به جای طرح موضوعی مشکلات، مساله محور باشیم،هم در آموزش هم پژوهش و هم اجرا.

آن وقت خواهیم توانست همانند طبیبی حاذق دردها را بشناسیم، تحلیل کنیم، اولویت بندی کنیم یعنی اصلی را از فرعی جداکنیم علت ها را از علامت ها باز شناسیم و بجای پرداختن به معلول به علت ها سر آوریم و به جای حل علل فرعی، علت و علل اصلی  را شناخته، در برخی موارد کنترل و در برخی موارد تعدیل و در برخی موارد ریشه کن نماییم.

موضوع اینجاست که ما مساله را کمتر می دانیم که اگر بدانیم به دنبال حل آن با بهره گیری از روش های علمی بومی شده و بهره گیری از مدل های تجربه شده خواهیم بود. آنچه در اینجا به طور خلاصه اما کلیدی می توانیم بگویم این است که ما برای ایجاد تغییر و حرکت بسوی بهبود و بهتر شدن بایستی  نقشه ذهنی، مدل های فکری و نگرشها را تغییر دهیم. رفتار ها تابع اندیشه هاست بعنوان نمونه ما باید برای کاهش آسیب های طلاق، اعتیاد و… از دانش بازاریابی اجتماعی بهره گیریم که توضیح آن مفصل است.

در یک کلمه آنچه نباید انجام دهیم را ترک کنیم و بایدها را جدی بگیریم.

کار را از همان جا که خراب شده است درست کنیم مگر نمی گویم علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و پیش گیری مقدم بر درمان است. بیش از ۹۵% دستورات و احکام اسلامی پیش گیرانه است تا برخورد های ظاهری فیزیکی چرا که مخاطب انسان است. همان موجود پیچیده و ناشناخته.

۳-اصولا جریانات دگر اندیش  و معاند با اسلام ناب محمدی که منافع ظالمان ومستکبران را همواره در مخاطره می اندازد ومانع اصلی تفکرات ضد دینی آنهاست،  ناسازگار بوده  ودر ستیز دایمی با اصول و ارزش ها هستند. ومخالفت آنان با ولایت فقیه به خاطر کارآمدی، تاثیرات بین المللی، منطقه ای و انسجام ملی در طول نزدیک  به چهاردهه گذشته طبیعی است و به میزان پیچیده شدن اوضاع جهانی و گسترش فن آوری و تکاملات  اطلاعلاتی و ارتباطی، آنان از ابزار های جدید برای  ایجاد تردید  وشبهه افکنی ومبارزه درجنگ نرم،بار دیگر نفوذ بهره گیرند،لذا بایستی با بصیرت وآگاهی  وضمن شناخت هندسه کار دشمن، قرارگاه های هجوم به اردوگاه این جریان راعالمانه، هوشمندانه و با تدبیر ساماندهی نموده وعملیاتی سازیم.

۴- نخبگان جامعه جریان سازان اندیشه وافکار هستند وبایستی رسالت آنان را در چهار چوب وظایف خواص جامع باز تعریف نمود.

باید انجام نظامات اندیشه ای و منظومه فکری حضرت امام و رهبر معظم انقلاب  اسلامی را پارادایم اصلی سازه های فکری اجتماع محور خود قرار داده و گفتمان انقلاب اسلامی را در فضای فکری و فرهنگی جامعه گسترش دهیم.

۵- اقتصاد و فرهنگ  وسایر مقولات امروز در یک نظام شبکه ای قابل تعریف و بازشناسی می باشند مگر می شود فرهنگ را بدون اقتصاد و اقتصاد را بدون فرهنگ تکامل بخشید قصه ی پر غصه ی ما موضوع پر اغراق انشایمان است که علم بهتر است یا ثروت؟.

۶- همدلی، همزبانی و تعامل شعار نیستند، با حرف درمانی نمی شود مسائل را حل کرد، فرهنگ خدمت و جهاد با نفس راهکار اصلی وحدت عملی و نظری در تمام امور است ما ریشه های اصلی اختلافات را در طولانی شدن رقابت های انتخاباتی، نقش اطرافیان در انتصابات، می دانیم و برای هرکدام راهکاری در نظر داریم که به موقع پاسخ خواهیم داد.

این حق مسلم جریانات فرهنگی مذهبی و فعالان حوزه ی مختلف  است که بر اساس اندیشه ای امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی در عرصه انتخابات سکوت ننمایند و نظرات خود را به صورت شفاف و به موقع اعلام نمایند.

انتهای پیام/

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

آخرین اخبار
سیاسی
حوادث