به گزارش  عطارنیوز، پیروزی اعجاب آور “دونالد ترامپ” در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا بسیاری از تحلیگران را گیج و سردرگم کرده است. این پیروزی در حالی به وقوع پیوست که بیشتر غول های رسانه ای و تجاری جهانی از کاندیدای دموکرات حمایت می کردند. پیروزی ترامپ پیامدهای فراوانی را در همان نخستین ساعات آن بر جای گذاشت. افت شاخص های بورس های معتبر در سطح جهان، کاهش بهای نفت و افزایش قیمت دلار تنها بخش کوچکی از این بازتاب ها بود. در بعد سیاسی نیز، حیرت و نگرانی را می شود به راحتی از میان هزاران واکنش کوچک و بزرگ که این روزها در حال دست به دست شدن در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است به خوبی رصد کرد. در این عرصه، اروپاییان و بخشس بزرگی از جریان های روشنفکری و نخبگانی ایالات متحده آمریکا پیش گام بودند. اگرچه برای بسیاری از ایرانیان و دولت حسن روحانی در رابطه با آمریکا، نحوه رفتار دونالد ترامپ در خصوص توافق هسته ای موسوم به “برجام” که در سال ۲۰۱۵ میان ایران و قدرت های جهانی امضا شد دارای اهمیت فزاینده ای بود، اما بدون شک نگرانی های سران عربستان سعودی از نوع تعامل رئیس جمهور آینده جمهوری خواه با آنها و نوع نگاه ترامپ به روابط واشنگتن و ریاض بسیار دارای اهمیت بود.
اگرچه مواضع تند و ضدبرجامی ترامپ و پیشنه تعاملی نسبتاً مناسب جمهوری خواهان با منافع عربستان سعودی به نسبت دموکرات¬ها مایه خوشحالی حاکمان عربستان سعودی بود، اما این معادله به علت پایگاه و سابقه غیرسیاسی ترامپ به همین سادگی ها نیست. باید توجه داشت که به طور مشخص پس از مرگ “ملک عبدالله” و قدرت گرفتن “ملک سلمان” شاهد عدول عربستان سعودی از سیاست های محافظه کارانه گذشته و گرایش به اتخاذ سیاست¬های تهاجمی و ضدایرانی و شیعی عریان از سوی این کشور در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بودیم. البته این رفتار سعودی ها پس از خیزش¬های عربی در سال ۲۰۱۱ در اولین گام در بحرین مشاهده شده بود. اشغال بحرین توسط نیروهای موسوم به “سپره جزیره” با چراغ سبز ایالات متحده آمریکا انجام گرفت. درست از همین سال بود که شاهد اتخاذ مواضع تهاجمی آل سعود در قبال جنگ داخلی سوریه بودیم. عربستان سعودی به عنوان رهبر جبهه ی سازش و یا اعتدال عربی از سرنگونی بشار اسد حمایت کرد و با همکاری ترکیه و غرب عملاً به تأمین منابع مالی، تحریک های فرقه¬گرایانه و ارسال نیروهای تندرو به داخل خاک سوریه پرداخت. تداوم این رفتار را برای مهار دولت شیعی عراق از سال ۲۰۱۴ و با قدرت گیری داعش در موصل به گونه ای کاملاً آشکارتر از گذشته در جغرافیای منطقه مشاهده گردید.
با این حال، حمله به یمن در سال ۲۰۱۵ اوج سیاست های تهاجمی عربستان سعودی در تقابل با جمهوری اسلامی ایران و شیعیان بود. حاکمان ریاض همواره نگاهی منفی به شیعیان و جمهوری اسلامی داشته اند و نگران خیزش شیعیان استان شرقی خود که بر روی گنجینه های نفت و گاز این کشور زندگی می کنند بوده اند. این شیعیان ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت عربستان را تشکیل می دهند. حاکمان عربستان سعودی سالهاست که این اقلیت را در محرومیت نسبی و سرکوب قرار داده اند. به هر تقدیر با پیروزی دونالد ترامپ شاهد شکل گیری برخی از نگرانی ها در رأس هرم قدرت عربستان سعودی بودیم که این امر خود محصول نگرش ها و مواضع دونالد ترامپ در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکاست.
چرا که ترامپ معتقد است که آمریکا باید از وضعیت محافظ نسبت به متحدانش خارج شود. اگر کشوری می‌خواهد آمریکا از آن محافظت کند باید برای آن هزینه بپردازد. یک معامله تجاری صرف. او حتی نقش آمریکا را در ناتو زیر سئوال می‌برد. این نگرش که مدافع حداقل درگیری آمریکا در منازعات بین المللی و تمرکز صرف بر روی امنیت آمریکا است از دهه ۱۹۳۰ توسط روزولت مطرود شد. این نگاه می‌تواند آمریکا را از درگیری‌های موجود بین اعراب، به رهبری عربستان، با ایران دور نگاه دارد. علاوه بر این، در دسامبر ۲۰۱۵، ترامپ با شاهزاده “ولید بن طلال” در توییتر وارد نزاع لفظی شد. بن طلال او را “مایه شرمساری نه تنها حزب جمهوری‌خواه بلکه تمام آمریکا” خواند. ترامپ در پاسخ نوشت: “ولید بن طلال می‌خواهد با پول پدرش سیاستمداران آمریکایی را کنترل کند. وقتی من انتخاب شوم دیگر نمی‌تواند چنین کاری را انجام دهد.” ترامپ در گفتگو با “نیویورک تایمز”، عربستان سعودی را کشوری توصیف کرده بود که بدون حمایت آمریکا، وجود نخواهد داشت.
ترامپ همچنین در چند نوبت اعلام کرده است که حاضر است از عربستان در مقابل ایران محافظت کند، اما عربستان باید هرینه این کار را بپردازد. وی می‌گوید: “باید ببینم معامله‌ای که سر می‌گیرد چیست”. این سخنان، خشم شدید سعودی‌ها را که عادت به این برخورد از سوی آمریکا را ندارند برانگیخت. “جمال خاشقجی”، رئیس تلویزیون العرب در صفحه توییتر خود نوشت که ترامپ به عربستان به عنوان یک “منبع پول نقد” نگاه می‌کند. این نوع از نگاه اقتصادی به عربستان سعودی در حالی است که این روزها حاکمان عربستان سعودی پس از ولخرجی های فراوان در جنگ یمن و به علت کاهش بهای نفت با کسری بودجه ای کم سابقه مواجه شده اند. این نوع از نگاه به عربستان سعودی اگر در فضای عملی نیز از سوی رئیس جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا عملیاتی شود، بدون شک هزینه های مادی و معنوی عربستان را به شدت بالا خواهد برد و چه بسا منجر به بی اعتبار شدن این کشور در نزد افکار عمومی منطقه که عمدتاً دارای نگرش های ضدآ؛مریکایی هستند نیز شود

انتهای پیام/

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

آخرین اخبار
سیاسی