یادداشت تحلیلی؛

مذاکرات دهه نود، شد تجربه.
دیپلماتها به تنهایی، ملا بنویساند، و سرداران و فرماندهان به تنهایی، صنعتگر و تاجرند. اما پیوند دو بازوی «سیاست» و «امنیت» است که قدرت آفرین میشود.
مهدیه گلستانی، فعال رسانهای نیشابور در یادداشتی نوشت؛ هر بار که دور جدید گفتگوهای دیپلماتیک ایران و ایالات متحده آغاز میشود، حنجرههای به ظاهر دلسوز اما ناآگاه، مذاکره را ابزار صلح میخوانند و اصل گفتگو را به انزوا میبرند.
استناد این گروه، یا به تجربه تلخ تاریخی است که محصول لبخند دیپلماتها در مذاکرات دهه نود بود و به گلابی کرمویِ برجام نافرجام انجامید، یا به دیوار بلند بیاعتمادی که از جنس تهدید و تحریم است و به عمق چند دهه میان ایران و آمریکا کشیده شده است.
این دغدغهها اگرچه دلسوزانه اما از سر صدق نیست؛ نادرست و احساسی است. باید به این عده که گاهاً از سر جهل و بعضاً از سر لجبازی و تسویه حسابهای سیاسی_جناحی از گفتن برخی حقایق سر باز میزنند یادآوری کرد که به لطف اصلاح قوانین در مجلس انقلابی ( مجلس یازدهم) سالهاست دولت، تنها مجری مذاکرات است و بس.
تصمیم گیرنده اصلی پیشبرد و اهداف مذاکرات، شورای عالی امنیت ملی است که مصوبات این شورا بدون امضا و تایید مقام عظمای ولایت قابلیت اجرا ندارد. بنابراین وزرات امورخارجه تنها یک مجری است و تصمیمات در شعام و ذیل نظر رهبر معظم انقلاب اتخاذ میشود. ( امام خامنهای ۱۴۰۰/۲/۱۲)
اگر در دهه نود نیز چنین مجلس انقلابی بود و چنان قانون انقلابی وضع شده بود اکنون در افکار عمومی مذاکره، زبان صلح و لبخند نبود و خاطره تلخ «بدیم بره» اذهان جامعه انقلابی و مطالبهگر را نمیآزرد. تا وقتی دیپلماتهای کشورمان را «پیک صلح» ببینیم نه «افسر میدان»، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.
فارغ از این خطای محاسباتی، مشکل دیگر منتقدین دلسوز؛ زمان نشناسی است. معتقدند که چون رهبری در (۱۴۰۳/۱۲/۲۹) فرمود: «مذاکره با آمریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست» پس تا ابد نیست!
حال آنکه سه ماه پس از این تاریخ، دور جدید مذاکرات ایران_ آمریکا به دستور صریح رهبری توسط وزارت خارجه ایران آغاز شد! نتیجه این تغییر تاکتیک از سوی رهبر معظم چه بود؟ ایران پشت میز مذاکره، ذات خبیث دشمن یانکی و سگ هارش در منطقه را برای جهانیان رو کرد و ابهت ساختگی و رسانهای غرب را فرو ریخت.
اگر رهبری در سیاست خارجه انعطاف نشان نمیداد و میز مذاکره را ترک میکرد در جریان جنگ دوازده روزه خیابانهای آمریکا، آلمان، اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و… در دفاع از حقانیت ایران اسلامی مملو از جمعیت میشد؟ آیا تحلیلگران مطرح دنیا با مظلومیت مردم ایران همراه و همصدا میشدند؟
بپذیریم که اگر سیاست خارجه منعطفی نداشته باشیم و با تغییر مناسبات منطقهای و بین المللی «نرمش قهرمانه » انجام ندهیم کلاهمان پس معرکههای جهانی است. ( امام خامنه ای در ۱۳۹۲/۶/۲۷ : نرمش قهرمانانه به معنای ارتقای دیپلماسی است.)
سومین خطای شناختی این گروه آن است که همیشه مذاکره را را «سایه جنگ» میدانند! مخصوصاً زمانی که ژنرال آمریکایی را همراه تیم مذاکره کننده میبینند، درحالیکه اگر میدانستند میدان و دیپلماسی ایران پشت به پشت هم داده اند و فرماندهی هر دو عملیات ( میز مذاکره و میدان مبارزه) توسط یک نفر اداره میشود دیگر نمیترسیدند و جامعه را نمیترساندند.
الغرض، اینبار کار دست کاردان است. اینبار مذاکره، صحنه قدم زدن با کِری و اعتماد کردن به امضای غرب نیست، موضوع مذاکره دامنه دار نیست، به برجام ۲ و ۳ و… نخواهد رسید.
سالهاست که مذاکره، خود نوعی مبارزه است زیرا تحت نظارت یک مسئول مقتدر، یک تفکر نظامی و یک پیر فرزانه مدیریت میشود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0